امروز خواهرم مهرناز اولین سینه خیزش را کرد.
برچسب:
نویسنده: آتنا طباطبایی
مهرناز کوچولوی ما در تاریخ 98/5/18 باوزن 3200 دربیمارستان مهر مشهد پابه این کره خاکی گذاشت.اونقدر درگیر بودم که نشد بیام واین اتفاق مهم روثبت کنم.هر بار مادر شدن بنظرم یه معجزست که فقط وفقط یه زن میتونه تجربش کنه.
تصمیم گرفتم وبلاگ روبسپرم دست مهرانه وازاین به بعد قراره مهرانه خانم ک حالا دیگه برای خودش خانمی شده خاطرات خواهرش روثبت کنه.
برچسب:
نویسنده: آتنا طباطبایی
دوهفته ی پیش خواهرم مهرناز اولین حرفش را زد.او می گفت اقا ددددو.... من وباباومامان خیلی خوش حال بودیم.من گفتم افرین مهرناز.من واقعا خوش حال بودم.ازکجامعلوم شاید فردا گفت مامان.من دارم از خوشحالی میترکم.افرین مهرناز.
برچسب:
نویسنده: آتنا طباطبایی
خانواده مادرکمترازدوماه دیگه قراره ۴نفره بشه.هروقت بهش فکرمیکنم هم ذوق میکنم هم دلشوره دارم
هنوزاسم دخمل کوچولوی ماقطعی نشده امافعلاصداش میکنیم مهرناز که البته انتخاب مهرانست وبنظرمون قشنگه.
برچسب:
نویسنده: آتنا طباطبایی
مهرانه خانم وآقای پدر امروزباهم رفتن گیم سنتر وبازی کردن!!!نمیدونم کاردرستی بوده یانه امامهرانه وقتی برگشت سرشارازانرژی بود وکلی منوبوس کرد
برچسب:
نویسنده: آتنا طباطبایی
همین الان صمیمیترین دوستم زنگ زدکه فرداداره میادمشهدودلتنگمه ومیخوادهموببینیم ومنم هزارجوربهانه آوردم که دست بسرش کنم والان عذاب وجدان دارم.آخه اینروزاحوصله خودمم ندارم چه برسه به یه دوست پرانرژی.
کاش زودترحال روحیم خوب شه چون بایدآماده بشم برای شروع یه سال تحصیلی جدید.
برچسب:
نویسنده: آتنا طباطبایی
برچسب:
نویسنده: آتنا طباطبایی
خدایامشکلات مالی همه اطرافیان روبرطرف کن.سخته خودت مشکلی نداشته باشی امااکثراطرافیانت ازنظرمالی تومضیغه باشن اونوقت هرچیزی که میخوای بخری هرتفریحی و...هیچ کدوم بهت مزه نمیده.خدایاخودت مشکلات همه روبرطرف کن مخصوصامالی وجسمی+
نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۷/۰۸ساعت 16:54  توسط مریم
|
برچسب:
نویسنده: آتنا طباطبایی
برچسب:
نویسنده: آتنا طباطبایی
کاش زندگی یه دکمه دیلیت داشت ومیشدیه جاهایی اززندگی روپاک کرد.اینروزهاتاسف میخورم برای بعضی کارهایی که انجام دادم وخیلی کارهایی که انجام ندادم
برچسب:
نویسنده: آتنا طباطبایی
برچسب: اینروزهای,
نویسنده: آتنا طباطبایی
رمزوبلاگ روفراموش کرده بودم وخیلی ناراحت بودم اماخداروشکرباهمکاری ادمین دوباره بازیابیش کردم.واقعاخداروشکر
تمام خاطرات مهرانه ازبدوتولدتواین وبلاگ نوشته شده وفکرنمیکردم اینقدربرام مهم وباارزش باشه.
ممنونم بلاگفا
برچسب:
نویسنده: آتنا طباطبایی
امشب بایک روزتاخیرتولدمهرانه عزیزم روجشن گرفتیم.دخترم ۶سالش تموم شدوواردهفت سالگی شد.چقدرزودگذشت.دخترم داره خودشوبرای مدرسه رفتن آماده میکنه ومن چقدرخوشحالم.
خدایابخاطرهمه چی ازت ممنونم
برچسب:
نویسنده: آتنا طباطبایی
دوباره تیم میدم دوباره استرس مسابقات دوباره وقت گذاشتن وحتی مریض شدن.
الانم اونقدر سرمسابقه صبح دادزدم گلوم میسوزه وخوابم نمیبره!
برچسب: مسابقه رقص,مسابقة,مسابقه به انگلیسی,
نویسنده: آتنا طباطبایی
دوروزفقط بخاطراینکه هواسردبودتعطیل شد.بعدامروزبرف اومده جاده هابسیارلغزنده،هواسردددد اماتعطیل نشد!
برچسب: عجیبه,عجیبها,عجیبهای دنیا,
نویسنده: آتنا طباطبایی