
اینروزها همش دارم توسایتا تو برنامه های آموزشیتو کتابا دنبال راه حلی برای زبون باز کردن مهرانه میگردم!قضیه از زمانی حادترشد که مهمونیای ماه رمضون شروع شد و همه بهم میگن چرا مهرانه حرف نمیزنه چرا جمله نمیگه چرا چرا چرا؟سعی میکنم محکم باشم و فقط بخندم اما دیگه امروز کم آوردم و کلی گریه کردمامروز افطاری خونه مامان دعوتیم همه هستندلبرکو بردم حمام دستاشو لاک قرمز رنگ لباسش زدم و حسابی بهش رسیدم اما مدام حرفای بقیه تو گوشمه و میدونم که امشب هم تکرار میشه ومن باید فقط لبخند بزنم و بعد باسردرد بیام خونه!همش فکرمیکنم شاید یه جایی کم گذاشتم.لعنت به این حس...
ادامه مطلب